بایگانی برای آبان, ۱۳۸۹
اسباب کشی
آبان ۱م, ۱۳۸۹
اسباب کشی قطعا یکی از مصیبت های دنیوی است که خداوند خلق کرده تا گناه ما انسانها سبک تر شود. هر وقت یاد این مخلوق خدا می افتم حسابی تنم می لرزد. در پنج سال اخیر چهار بار اسباب کشیده ایم که نقش اول ماجراهایش هم من بوده ام.
اگر بخواهم علمی به موضوع نگاه کنم و مراحل اسباب کشی را شرح بدهم باید از جمع آوری و بسته بندی لوازم منزل شروع کنم. مرحله بسته بندی مرحله ای اساسی و سنگ بنای اسباب کشی به شمار می رود که اگر خشت آن را کج بنا کنیم تا ثریا هم کج می رویم. (که البته امروزه نام این ثریا به خیابان سمیه تغییر یافته است!) یکی از ضعف های بزرگ دانشگاه های ما ارتباط ضعیف با صنعت است که نمونه مشخص آن عدم استفاده از استادی چون مادر ما برای تدریس دروس بسته بندی است که اتفاقا امروزه به عنوان یک مبحث علمی مهم در دانشگاه ها مورد توجه است. به عنوان نمونه، در بسته بندی تشک و پتوها مادر من از سیستم لایه های متداخل استفاده می کند. به این صورت که مثلا یک تشک و پتو را با هم توی ملحفه می پیچد، بعد هر دو تا از این بسته ها را در آغوش یکدیگر می گذارد و دوباره ملحفه پیچ می کند و الی آخر. لازم به گفتن نیست که این روش از یک سو باعث سالم ماندن می شود و از سوی دیگر باعث خرد شدن! که اولی مربوط به تشک هاست و دومی مربوط به کمر اسباب کش!
گام بعدی انتخاب یک شرکت حمل و نقل مناسب است که تقریبا گام محالی است و باید به بهترین حالت ممکن رضایت بدهید! مثلا از همان ابتدا خود را برای تأخیری طولانی آماده کنید(البته می دانید که اگر زرنگی کنید و زمانی زودتر از زمان آمادگی خود را به شرکت اعلام کنید، کامیون بدون یک لحظه تأخیر در زمانی که شما گفته اید درب منزل حاضر خواهد بود!). سر و کله زدن با کارگران هم حدیث دیگری است که اعصابی پولادین می طلبد و صبری ایوب وار. باید صد بار سفارش کنی که مواظب باش و قربان صدقه اش بروی. صد بار هم تهدیدش کنی که زنگ می زنم شرکت شکایت می کنم و کلی خالی بندی های دیگر. آخر سر هم تشکر کنی که فقط دو تا از جعبه ها را انداخته اند و یخچال دو تا فرورفتگی بیشتر پیدا نکرده است و نصف قابها هم هنوز شیشه شان سالم است! انعام هم که از اوجب واجبات است.
پهن کردن وسایل هم مرحله نسبتا آخر است. می دانید که وسایل خانه باید در جای اصلی خود قرار بگیرند و به قول معروفی جایی باشند که به خانه بیاید. البته این چیز خوبی است اما مشکل کار اینجاست که تا جایی که خداوند برای وسایل مقدر فرموده پیدا شود باید شش بار کمد را جابجا کنی، شصت بار جای یخچال، اجاق گاز، ماشین ظرفشویی و میز ناهار خوری را دو به دو با هم عوض کنی و شونصد بار هم میز تلویزیون را با همه سیستم های صوتی و تصویری همراه دور خانه بچرخانی! در این مرحله است که آرزو می کنی کاش همان کارگرهای بند قبلی بودند و حتی بعد از هر جابجایی یکی توی گوشت می خواباندند ولی استخوان های کمرت زیر بار این لوازم پودر نمی شد!
برچسب: طنز اسباب کشی،طنز خانه،طنز خرید خانه
ارسال شده در روز نوشت،طنز اجتماعی | نظرات (۰)