برچسب پست‌ها ’طنز پیک نیک‘

سفری به اعماق

تیر ۲۰م, ۱۳۹۰

هنوز از شمال نیامده آماده می شویم برای مسافرت. قرار است دست جمعی برویم طرف های اردبیل. شش سال از آخرین سفر خانواده گذشته و داشتیم به این باور می رسیدیم که نسل این نوع مسافرت ها در حال انقراض است. اما اتفاقات امسال همه را به این نتیجه رساند که برای عوض شدن حال و هوای خانواده باید آب و هوایی عوض کرد.
سفرهای دست جمعی خوبی های خودشان را دارند و بدی های خودشان را. تحمل کردن کسانی که سالها بیش از نیمروز تحمل شان نکرده ای و تا آمده اند مزاحم راحتی ات شوند از دست شان راحت شده ای به نظر کمی سخت می رسد. اما در عوض می دانی کسانی که با تمام شدن هر مهمانی باید ترکشان می کردی و تا مهمانی بعدی دلت برایشان تنگ می شد قرار است روزها در کنارت باشند. قرار است کلی بخندی، شوخی کنی و سر به سر هم بگذاری. قرار است دست پخت مردان خانواده را امتحان کنی و احتمالا بروی زیر بار مسئولیت ظرف شویی!
قرار است شونصد کیلومتر رانندگی کنی؛ با بقیه مسابقه بدهی و موقع رد شدن از کنار هم بوق ممتد بکشی. قرار است وقتی کسی می رود روی مخت چاره ای جز تحمل نداشته باشی. قرار است الکی از تو نظر بپرسند و کاری را که دوست دارند بکنند. قرار است خودت را به آن راه بزنی، لبخند بزنی و به روی خودت نیاوری که یکصد و هشتاد درجه خلاف میل تو رفتار کرده اند.
می خواهم لپ تاپ م را باخودم ببرم. کاری که توی سفر شمال هفته پیش هم کردم. هر وقت حوصله ات از دست همه سر می رود یا دیگر کسی حوصله شوخی هایت را ندارد می روی می نشینی پشت لپ تاپ و فیلم های ۲۰۱۱ نگاه می کنی. لپ تاپ ت هم زل می زند توی چشم های زیبایت و غرق تماشایت می شود. خوش به حالش! امیدوارم به همه خوش بگذرد. جای همه خالی. مخصوصا جای تو.

برچسب: ،،،
ارسال شده در روز نوشت | نظرات (۰)